أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

352

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

از اضافت شيء است بصفت خوذ ؛ و اين معنى نزد سيبويه ممتنع است ؛ و گفته‌اند : مراد از « أولين » آنانند كى سنّت ضلالت آنانرا كى بعد از ايشان بوذند واقع شد ؛ و آنانك متابعت ايشان كنند شيعت ايشان باشند زيرا كى بايشان اقتدا كردند . « وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ » هيچ رسولي بايشان نيامذ الّا بوى استهزا كردند - چنانك به تو مىكنند - اى محمّد ! ؛ و اين بتسلّى خاطر رسول مىفرمايذ . قوله - تعالى - : [ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 26 ] وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ( 26 ) « وَ » اذكر - يا محمّد ! - « إِذْ قالَ رَبُّكَ » ، ياذ كن - اى محمّد ! - چون پروردگار تو گفت فرشتگانرا « إِنِّي خالِقٌ » اى سأخلق « بَشَراً » من بعد ازين بشرى خواهم آفريذ - يعنى آدم - « مِنْ صَلْصالٍ » يعنى گل خشك تنك كى آن را آوازى بوذ « مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ » از گلى كى اندك تغيّرى در وى ظاهر شوذ . « فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » چون خلق او تمام كردم و تعديل صورة پديذ آوردم ، فصار بشرا حيا ؛ و اضافت روح بنفس خوذ كرد از جهت تخصيص ؛ و ( 700 ) روح عبارتست از چيزى كى جسم بوى زندهء مدرك شوذ ؛ و گفته‌اند : روح درين موضع آنست كى از خذاى - تعالى - بانبيا مىآيذ و صلاح بندگان در آنست « فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ » امر است از « وقع يقع » اى اسقطوا على الأرض ، در زمين افتاذند و او را سجده كردند . قوله - تعالى - : [ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 72 ] لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 72 ) قصّهء قوم لوط مىفرمايذ كى لوط با قوم مىگفت : در مهمانان من تصرّف مكنيذ و بفعلى مشغول مشويذ كى پيش از شما كس به آن فعل مشغول نبوذه است . درين معرض گفت : « لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ » بزندگانى تو - اى محمّد ! - كى ايشان در ضلالت و خيرت خوذ متردّداند - يعنى مباشرت ذكور . مصنّف كتاب گويذ : مباشرت سه قسم است : مباشرت ذكور با ذكور - و آن منهى است - ؛ و مباشرت إناث با إناث - و آن هم منهى است - ؛ و مباشرت ذكور با إناث - و آن بطريق حلال است - ؛ دو قسم موجب غضب و سخط خذاست و يك قسم موجب مغفرت و رحمت ؛ چنانك در حديث از رسول - عليه السّلم - نقل كرده‌اند كى چون بندهء مؤمن از حلال غسل كنذ از هر قطرهء آب كى از أعضاء ( 701 ) او بچكذ خذاى - تعالى -